ابراهيم اصلاح عربانى
682
كتاب گيلان ( فارسى )
پس گروهى از تركان را بركشيد و در نتيجه ديلميان از او گلهمند شدند ، او در پاسخ مىگفت من تركان را براى پشتيبانى از شما آوردهام تا پيشاپيش شما بجنگند . شما ويژگان من هستيد ، من از شما و براى شما هستم ، چون اين سخنان به تركان رسيد براى كشتن او همداستان شدند و او را در گرمابه كشتند . « 40 » داستان خاكسپارى مرداويج را ابو مخلد عبد الله بن يحيى كه از خدمتگزاران و دولتمردان مرداويج بود چنين ياد كرده است : هنگامىكه تابوت مرداويج را به رى بردند من روزى پرجوشتر از آنروز نديدم ؛ همهء گيليان و ديلميان 4 فرسنگ راه را پاى برهنه پيمودند ؛ برادر مرداويج يعنى وشمگير نيز با ايشان پياده آمد . من هيچ سپاه نديده بودم كه پس از مرگ فرمانروا ، بىهزينهء درم و دينار مردان و سربازانش اينچنين به او وفادار بمانند كه ايشان به اين شكل به برادرش وشمگير پيوستند . « 41 » ابو الحسن على بن حسين مسعودى مىنويسد : هنگامىكه مرداويج خواست به بغداد رود و خليفه را دستگير كند به قتل رسيد . ابو على مسكويه و مسعودى هردو خليفه را در كشتن مرداويج سهيم مىدانند . « 42 » قتل مرداويج كه غارت خزاين و اموالش را نيز در پى داشت ، نزد خليفهء بغداد كه در همان ايام مورد تهديدش واقع گشته بود با شادى تلقى شد . « 43 » قاتلان هم كه نام بجكم و توزون نيز در زمرهء آنان ذكر مىشد با وجود خشونتها در نزد حكام و عمال خليفه در ولايات جبال از تعقيب در امان ماندند و بعضى از آنها به ابن رايق و خليفه پيوستند و در دستگاه خلافت مورد تشويق هم واقع شدند . « 44 » مفتى ، محمد صادق شيخ محمد صادق لاهيجانى شاعر فاضل و خوشذوق و پراحساسى بود كه در جامه روحانيت به امور شرعى مردم رسيدگى مىكرد و به روح آنان نشئه
--> ( 40 ) . همان كتاب ، همان صفحه . ( 41 ) . تجارب الامم ، ابو على مسكويه ، جلد 5 ، صفحهء 310 . ( 42 ) . مروج الذهب ، مسعودى ، جلد 4 ، صفحهء 288 . ( 43 ، 44 ) . تجارب الامم ، ابو على مسكويه ، جلد 5 ، صفحهء 317 - 316 و جنبش مرداويج گيلى ، رضا رضازادهء لنگرودى ، صفحهء 108 - 107 .